6:31
سکانس فوق العاده سریال.........هیچی نمیگم خودتون ببینید.......فرمتشو عوض نکردم تا کیفیتش خوب باشه............
0:55
تسوووووووووووووووووووووو...........خیلی نامردی................ مشروب دادنش حذف شده بود..............
3:04
دوجین میفهمه چه اتفاقی افتاده میره یون را ببینه........دوجین عاشق یونه اما یون فقط اونو به عنوان برادر قبولش داره........برا همین همیشه بهش میگه ((اروبونی یعنی برادر ،دوست صمیمی))
2:05
درخواست کلیپهای قسمت اول سرزمین بادها زیاد بود.
1:29
امپراطوری بادها (سرزمین بادها)-مرگ همسر یوری حذفی
1:14
موهیل یاد یئونه...................
3:43
شب عروسی اما.....................
2:40
صبح شده ها..............موهیل..........................
7:01
مرگ برادر کوچک تر و ناتنی موهیل (یوجین) است:(((((((((((((((((((((((((
2:47
حسادت دوباره همسر موهیل نسبت به یئون......................
1:57
این حسادت هم کار دست یئون داد......طفلی یئون......طفلی موهیل...............:(((((((((((((((((((((((( ((((((دیالوگ اصلی تغییر کرد....وقتی زن موهیل یون را میزنه هم حذف شد..............))))))
2:58
باردار بودن یئون اما..........................
3:04
دوجین و یئونه ولی.....................
4:06
تاجگذاری موهیل به عنوان پادشاه گوگوریو.......چون خیلی قشنگه این کلیپ با کیفیت بسیار بالا قرار میدم حجمش 14 مگا بایته........امیدوارم خوشتون بیاد.............. اصلا فکرشم نمیکردم این سکانس زیبا حذف بشه واقعا که:(
3:08
2سال بعد....................... اینم اصلا درست نشون ندادن...........
2:32
خواستگاری گیو از سوریانگ
3:24
تسو و هودونگ..................
3:44
قسمت آخر امپراطوری بادها(سرزمین بادها)-464
8:53
دیالوگ ماندگار این سکانس (من تونستم از پس پدر بزرگت(جومونگ) و بابات (یوری) بر بیام ولی تو.....در آخر جومونگ و یوری و حالا هم که تو ......موهیل......منو باشمشیر جومونگ بکش و یه امپراطوری بزرگ و دائمی برای خودت بساز.......مرگ تو و بویوی تو شعاری میشه برای ما که ...
2:35
حذفی قسمت آخرامپراطوری بادها(سرزمین بادها)-471
2:30
زخمی شدن یئون..............................
2:34
دیالوگ ماندگار این سکانس (بالاخره این جنگ طولانی که از زمان عالیجناب جومونگ شروع شد انگار داره تموم میشه...اما در این راه خیلی چیزای مهمو هم باختیم...برادرام هامیونگ و یوجین...مارو....خیلی از عزیزانم که منو در تاریکی رها کردن و رفتن مثل این ستاره ها که در آسمون ...
7:18
دیالوگ ماندگار این سکانس ((سرورم یه خواهش از شما دارم....میشه یه بار صدام کنید(منظور به اسم کوچیک بود موهیل همیشه به یون می گفت بانو بر عکس دوجین که اونو همیشه یون خطاب میکرد)....یئون-همیشه آرزو داشتم که برای یه بارم که شده بهم بگی یون و..........)) :(((((( ...
1:20
5 سال بعد...................................