<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><rss version="2.0">
    <channel>
        <title>عبدالزهراء</title>
        <link>https://www.dalfak.com/ya.heidar.karrarr</link>
        <description>گنجینه محبت مولانا حیدرکرار امیرالمومنین علیه السلام....

✍ الْأَعْرَجِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عِمْرَانَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ زَیْدِ بْنِ جُذْعَانَ عَنْ سَعِیدِ بْنِ الْمُسَیَّبِ عَنْ زَیْدِ بْنِ ثَابِتٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلے الله علیه و آله مَنْ أَحَبَّ عَلِیّاً فِے حَیَاتِے وَ بَعْدَ مَوْتِے ڪَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ الْأَمْنَ وَ الْإِیمَانَ مَا طَلَعَتْ شَمْسٌ أَوْ غَرَبَتْ وَ مَنْ أَبْغَضَهُ فِے حَیَاتِے وَ بَعْدَ مَوْتِے مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً وَ حُوسِبَ بِمَا عَمِلَ.

 زید بن ثابت گفت: پیامبر اڪرم صلی الله علیه وآله فرمود هر ڪه علے را در حیات من و بعد از مرگم دوست بدارد، مادامے ڪه خورشید طلوع و غروب می‌ ڪند، خداوند براے او امن و ایمان را می‌ نویسد. و هر ڪه او را دشمن بدارد در حیات من و بعد از مرگم، به مرگ جاهلیت مرده و نسبت به ڪردارش محاسبه خواهد شد. 
علل الشرائع: ۵۹.
اللّـــــهُمَّ العَن صَنَمَــــي قُرَيـــشٍ وَ جِبتَيــــها وَ طاغُوتَيــــها وَ اِفكَيــــها وَابنَتَيــــهِما</description>
        <language>fa-IR</language>
                    <item>
                <title>![CDATA[اسلام و برده داری _ردشبهه فوق العاده قوی حتما گوش بدهید]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/q1vmn2</link>
                <description>![CDATA[]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[روایت عالی ذکر مجرب در سجده _متن حدیث درتوضیحات زیرویدیو]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/1he6df</link>
                <description>![CDATA[فارسی
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
صفحه اصلی مفاتیح الجنان
دعاهای سجده شکر
نحوه نمایش 
متن عربی و ترجمه
اما دعاهاى این سجده بسیار است و آسان‌ترین آن‌ها این چند مورد است.
اول:
به سند معتبر از حضرت رضا(علیه‌السلام) روایت شده: اگر می‌خواهی صد مرتبه«شُکْراً شُکْراً» بگو و اگر می‌خواهی صد مرتبه «عَفْواً عَفْواً».
در «عیون اَخبار الرضا» از رجاء بن ابی الضّحاک روایت کرده که حضرت رضا(علیه‌السلام) در راه خراسان هرگاه از تعقیب نماز ظهر فارغ می‌شدند، صد مرتبه در سجده می‌گفتند: «شُکْراً لِلّٰهِ» و چون از تعقیب نماز عصر فارغ می‌شدند، صد مرتبه در سجده می‌گفتند:«حَمْداً لِلّٰهِ»
دوم:
شیخ کلینی به سند معتبر از حضرت صادق(علیه‌السلام) روایت کرده نزدیک‌ترین احوال بنده به خدای تعالی هنگامی است که در سجده باشد و خدای خود را بخواند. چون به سجده روی بگو:
يَا رَبَّ الْأَرْبابِ، وَيَا مَلِكَ الْمُلُوكِ، وَيَا سَيِّدَ السَّاداتِ، وَيَا جَبَّارَ الْجَبابِرَةِ، وَيَا إِلٰهَ الْآلِهَةِ، صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،
ای پروردگار پرورندگان و ای پادشاه پادشاهان و ای سرور سروران و ای توانمند توانمندان و ای معبود معبودان، درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد
سپس حاجت خود را بخواه. آنگاه بگو:
فَاِنّى عَبْدُكَ، ناصِيَتى فى قَبْضَتِكَ
من بنده توأم، اختیارم در دست قدرت توست.
بعد هر دعایی را که خواهی داشته باش که خدا بخشنده است و برآوردن هیچ حاجتی برای او دشوار نیست.
سوم:
کلینی به سند موثّق از حضرت صادق(علیه‌السلام) روایت کرده: پدرم را شبی در مسجد به حال سجده دیدم، شنیدم می‌گریست و این دعا را می‌خواند:
سُبْحانَكَ اللّٰهُمَّ أَنْتَ رَبِّي حَقّاً حَقّاً، سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّداً وَرِقّاً، اللّٰهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضاعِفْهُ لِي، اللّٰهُمَّ قِنِي عَذابَكَ يَوْمَ تَبْعَثُ عِبادَكَ، وَتُبْ عَلَيَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ .
منزّهی تو، خدایا تو پروردگار منی، به راستی از روی بندگی و بردگی برای تو سجده کردم، ای پروردگارم؛ خدایا، به درستی که عمل من کم است بر آن بیفزای، خدایا مرا از عذابت نگاه دار، روزی که بندگانت را برانگیزی و توبه‌ام را بپذیر زیرا تو بسیار توبه‌پذیر و مهربانی.
چهارم:
کلینی به سند معتبر روایت کرده: حضرت امام موسی‌بن‌جعفر(علیه‌السلام) این دعا را در سجده می‌خواند:
أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ حَرُّها لَايُطْفَىٰ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ نارٍ جَدِيدُها لَايَُبْلىٰ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ نارٍ عَطْشانُها لَايُرْوىٰ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ نارٍ مَسْلُوبُها لَا يُكْسَىٰ .
به تو پناه می‌آورم از آتشی که حرارتش فرو نمی‌نشیند و به تو پناه می‌آورم از آتشی که تازه‌اش کهنه نمی‌گردد و به تو پناه می‌آورم از آتشی که تشنه‌اش سیراب نشود و به تو پناه می‌آورم از آتشی که برهنه‌اش پوشیده نگردد.
پنجم:
کلینی به سند معتبر روایت کرده: مردی به حضرت صادق(علیه‌السلام) شکایت کرد: امّ ولدی [اُمِّ ولد به کنیزانی گفته می‌شد که از مالکان خود دارای فرزندی‌می‌شدند] دارم که علیل است، فرمود: پس از هر نماز واجب در سجده شکر بگوید:«یَا رَؤُوفُ یَا رَحِیمُ یَا رَبِّ یَا سَیِّدِی» آنگاه حاجت خود را بخواهد.
ششم:
در بسیاری از روایات معتبر نقل‌شده امام صادق(علیه‌السلام) و امام کاظم(علیه‌السلام) در سجده شکر بسیار می‌گفتند: «أَسْأَلُکَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ، وَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ».
هفتم:
به سند صحیح از حضرت صادق(علیه‌السلام) روایت شده در سجده می‌گفتند:«سَجَدَ وَجْهِیَ اللَّئِیمُ لِوَجْهِ رَبِّیَ الْکَرِیمِ».
هشتم:
در بعضی از کتب معتبر از  حضرت اقا امیرالمومنین (علیه‌السّلام) روایت شده است که فرمودند: بهترین سخنان نزد حق‌تعالی، آن است که بنده در سجده سه مرتبه بگوید: «إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی».

منبع: مفاتیح الجنان صفحه 118]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[دعای کوتاه یک خط ولی فوق مجرب برای موفقیت_ علامه سنجری اراکی]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/ns9isv</link>
                <description>![CDATA[-امیرالمؤمنین صلوات اللَّه علیه به اصحاب خود می فرمود : کسی که بین اذان و اقامه سجده کند و در سجده خود بگوید :

رَبِّ لَکَ سَجَدْتُ خَاضِعاً خَاشِعاً ذَلِیلًا

الله می فرماید:ای ملائکه من! به عزت و جلالم سوگند که قطعا محبت او را در دل بندگان مؤمن خود و هیبت او را در دل منافقان قرار خواهم داد!

فلاح السائل ص۱۵۲]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[یتیم سه ساله ام یا حضرت رقیه جانم _توضیحات زیرویدیو بخونید]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/38oosd</link>
                <description>![CDATA[روایت شفا گرفتن بیماران در بیمارستان

خطیب گرانقدر آقای بندانی نیشابوری در کتاب ریحانه کربلا از حاج غلامرضا سازگار نقل میکند یکی از علمای روحانی به نام آقای افشار که مردی متدین بود و به صداقتش ایمان داشتم ، حدود 40 سال پیش برایم چنین نقل کرد:

در جوانی که روضه میخواندم، جراحتی عمیق در زانویم پیدا شد و بر اثر آن در بیمارستان بستری شدم.

پس از گذشت دو ماه، پزشکان چاره ای جز قطع پای من ندیدند.
 وقتی از این موضوع باخبر شدم، مضطرب گشتم و تصمیم گرفتم به مولایم امام حسین (علیه السلام) توسل پیدا کنم.

برای فراهم آمدن توجه بیشتر ، منتظر ماندم که تاریکی شب برسد.
شب هنگام با خود گفتم : دختر پیش پدر عزیز است.
 خوب است از نازدانه ی امامم سرور و صاحبم حضرت رقیه سلام‌الله علیها بخواهم که از پدر ، شفای مرا بخواهد .

سپس این شعر صامت بروجردی را خواندم و گریه کردم:

بود و در شهر شام از حسین دختری 

آســـیه فطرتی، فاطــــمه منظری 

همین طور با گریه ، شعر ها را ادامه دادم. سپس در حالت خواب و بیداری دیدم مولایم به طرف تخت من می آید و سرورم حضرت رقیه سلام الله علیها انگشت پدر را گرفته ، ایشان را به سوی من میآورد.

حضرت کنار تخت من آمدند و فرمودند: افشار، من این شعر صامت را دوست دارم. برایم بخوان.

خواستم بخوانم که فرمودند : بایست .

عرض کردم : آقا جان ، قریب دو ماه است که نمیتوانم بایستم.

فرمودند: اگر ارباب به نوکرش میگوید بایست ، میتواند او را شفا دهد. برخیز.

من ایستادم و اشعار را خواندم. در حین خواندن ناگهان به خود آمدم و دیدم که ایستاده ام و چند نفر از پزشکان و پرستاران و بیماران ، اطرافم گریه می کنند.

صبح دکتر ها مرا معاینه کردند و گریه کنان ، با تعجب گفتند پایت هیچ مشکلی ندارد و می توانی از بیمارستان مرخص شوی .

بیماران دیگر اتاق ها از این موضوع با خبر شدند و با عصا و ویلچر به اتاق من آمدند و گفتند : باید این اشعار را دوباره بخوانی تا ما هم گریه کنیم.

من اشعار را خواندم و آنان گریه کردند. سپس از همه خداحافظی کردم و مرخص شدم.

پس از یک هفته به بیمارستان رفتم تا به دو هم اتاقی خود سری بزنم، اما از آن دو خبری نبود.

پس از پرس و جو ، مسوولان بیمارستان گفتند: آن روز همه ی بیماران شفا گرفتند و مرخص شدند!
کتاب ریحانه کربلا]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[سید احمد نجفی ملقب آقاجون صوفی حوزوی]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/7lfu0b</link>
                <description>![CDATA[#صوفیه #سیداحمد_نجفی]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[ثواب هزار رکعت نماز در وقت خواب! روایتش در توضیحات زیرویدیو]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/2b6b3l</link>
                <description>![CDATA[هرکسی در هنگام خواب سه مرتبه بگوید: 
《 یَفْعَلُ اللّٰهُ مَا یَشاءُ بِقُدْرَتِهِ وَ یَحْکُمُ مَا یُرِیدُ بِعِزَّتِهِ 》
《خدا هر چه را خواهد به قدرتش انجام می‌دهد و هرچه را خواهد به عزتش حکم می‌کند» 
.به مانند آن است که هزار رکعت نماز اقامه کرده باشد.《مستدرک الوسائل ج5ص49》
#اذکار
#دعای_مجرب
#حاجتروایی]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[سید ابن طاووس و منتظران ظهور_توضیحات زیرویدیو رابخوانید]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/7o5cvd</link>
                <description>![CDATA[ای مومنین خسته از رنج روزگار چرا برای ظهور دعا نمیکنیم؟ پنج نوبت نماز میخوانیم و حتی در قنوت نمازهای واجب از گفتن جمله ای ساده: اللهم عجل لولیک الفرج  غفلت میورزیم!
میدانید با این غفلت ورزی چقدر زیاد بر مصائب حضرت امام زمان عج الله فرجه میافزاییم؟ روایت زیر را بخوانید

قَالَ‏ اللَّهَ تَبَارَكَ‏ تَعَالَى‏{فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى‏ يَوْمِ الْوَقْتِ‏ الْمَعْلُوم}‏
ترجمه:
در حقیقت ، تو(شیطان) از مهلت یافتگانی ، تا روز معیّن معلوم.
وهب بن جميع گوید از امام ششم درباره ابليس سؤال کردم ( و گفته او «پروردگارا مهلتم بده تا روزى كه مبعوث شوند، گفت تو از مهلت يافته‏ هائى، تا روز وقت معلوم» اين روز كدام روز است؟) حضرت فرمودند:
اى وهب تو گمان میکنی که آن روز ، روز رستاخيز مردم(قیامت) است؟ ولی نه، خداوند عزّ و جلّ او را مهلت داده تا روزى كه قائم ما برانگيخته شود و موى جلو سرش را بگيرد و گردنش را بزند اينست روزى كه وقت معلوم است.
تاویل الایات الظاهره فی فضائل العترت الطاهره ص۴۹۸
شرح روایت : شیطان رجیم ملعون از همه ی ما بیشتر می داند که روز ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف همان روز تمام شدن مهلتش و به درک واصل شدنش است ، پس بنابراین تمام سعی و تلاشش را می کند تا این روز باعظمت ، عقب بیافتد.
شیطان ملعون چون تجربه بسیاری در این چند هزار سال کسب کرده است و تعلیم استادانش یعنی سران سقیفه علیهم العنه والعذاب را هم در کارنامه خود دارد ، به خوبی می داند از چه ترفندهای استفاده کند. بیشترین ضربه زدن  او ، از طریق غافل کردن مردم از دعا برای تعجیل در فرج است که هم برای او آسان است ،و هم برایش لذت بخش تر است.
شیطان می داند که اصل رسیدن ظهور حضرت بقیة الله الاعظم با دعای مردم است و تا می تواند کوشش میکند از هر راهی که جلوی این دعاها را بگیرد و یکی از کارهای او این است که مردم را از انتظار کشیدن با امید و شوق برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دلسرد و ناامید کند!
ای شیعیان ای محبان و فداییان اهلبیت علیهم السّلام آیا در حسرت یاری سیدالشهداء امام حسین علیه السّلام هستید؟ پس به توصیه فوق العاده مهم مرحوم سید ابن طاووس عمل کنید و هرروز در قنوت‌نمازهای واجب برای تعجیل در فرج دعا کنید با گفتن جمله : اللهم عجل لولیک الفرج به حق حضرت زینب سلام الله علیها]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[ملاقات با حضرت ابولولو پیروز نهاوندی  در رویای صادقه_ توضیحات زیرویدیو بخوانید]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/sdcnzw</link>
                <description>![CDATA[#غدیرثانی#عیدالزهراء#فرحه_الزهراء
نام اصلی ایشان فیروز و کنیه اش ابولؤلؤ (به علت داشتن دختری به نام لؤلؤة)، ولقبش شجاع الدین که اصلیت ایشان ایرانی و زادگاهش شهر نهاوند بوده است.مستدرک سفینة البحارج۹ص۲۱۳
طبق اسناد و روایات صحیح السند و معتبر که اثبات میکند یقینا ابولولو رضوان الله علیه از شیعیان مخلص مولا امیرالمومنین علی علیه السلام بوده است برخی از فرقه عمری و فرقه بتریه میگویند که حضرت ابولؤلؤ کافر و یا مجوسی و یا نصرانی بوده است!
جواب این شبهه را علامه مجلسی به خوبی داده اند: به نقل علامه مجلسی اگر ابولؤلؤ کافر بوده چگونه در مدینه زندگی میکرده در حالیکه از زمان حیات پیامبر اکرم ورود کفار به شهر مدینه ممنوع گردیده بود و نکته بسیار مهمتر اینکه اساسا اگر ابولؤلؤ علیه السلام، کافر بوده پس در مسجد و آن هم در صف اول نماز جماعت چه کار می کرده است؟؟؟ :)
همچنین صاحب مستدرک میفرماید: بدان که فیروز (ابولؤلؤ) از اکابر مسلمین و مجاهدین بلکه از اتباع خاص حضرت علی علیه السلام بوده است.مستدرک سفینة البحارج۹ص۲۱۴

ابولؤلؤ ابتداء درجنگ میان ایران و روم به اسارت رومیان و بعدها درجنگ بین لشکر عمری و رومیان به اسارت عمری ها و در سهم مغیرة بن شعبه لعنت الله علیه که دشمن سرسخت مولا امیرالمومنین علیه السلام بود در آمد.مستدرک سفینة البحار ج ۹ ص ۲۱۳

همچنین اسناد موثقی داریم که در آنها به پیروی جناب ابولؤلؤ رحمة الله از امیرالمومنین علیه السلام و رفت و آمد با منزل آن حضرت تصریح گردیده است.
« و چون غنائم بین(سپاه عمر لعنت الله علیه) تقسیم گردید. فیروز نهاوندی در سهم مغیره ملعون قرار گرفت. لکن چندی پیش نگذشت که در ارتباط و تردد او با خانه مولا امیرالمومنین علیه السلام آغاز گردید که به همین سبب مغیره لعنت الله علیه بر او خراج سنگین وضع نمود و هر از چندگاه آن را افزون می کرد. و اینها همه به امر عمر ابن الخطاب لعنت الله علیه بود. تا اینکه مغیره ملعون به ابولؤلؤ گفت: اگر ارتباطت را با خانه علی علیه السلام قطع کنی خراج را از تو بر می دارم. اما حضرت ابولؤلؤ نپذیرفت و نیز ابولؤلؤ بعد از مضروب ساختن و قتل عمر ملعون به سوی خانه امیرالمومنین علیه السلام رفت ...»کامل بهائی نسخه خطی ص ۳۸۳ - اسرار الامامة ص ۳۲۵

به دلیل ارتباط و علاقه جناب ابولؤلؤ به حضرت علی علیه السلام و رفت وآمد به منزل ایشان و شیعه بودنش؛ علت واقعی ظلم و ستمها وضع خراج و مالیات سنگین از سوی مغیرة بن شعبه ملعون بر ایشان مشخص میشود، او که توانائی پرداخت این مبلغ را نداشت چندین بار به عنوان اعتراض به عمر ابن الخطاب لعنت الله علیه مراجعه کرد. اما نه تنها جواب مثبت نشنید بلکه در آخرین بار وقتی عمر ملعون با اعتراض و شکایت جناب ابولؤلؤ مواجه شد در جواب گفت:
شنیدم تو از ایرانیان هنر آسیاب سازی آموخته ای که میتواند با نیروی باد به گردش در آید آیا میتوانی برای ما نیز چنین آسیابی بسازی؟
 پس جناب ابولؤلؤ پاسخ داد:
« چنان آسیابی برایت بسازم که آوازه اش در شرق و غرب عالم طنین انداز شود.»
از این رو عمر خبیث به محض شنیدن این جمله بسیار ترسید و گفت:
این غلام مرا تهدید به قتل کرد و اگر من بتوانم کسی را ولو با تهمتی ناروا به قتل برسانم آن کس او خواهد بود.

مستدرک سفینة البحار ج ۹ ص ۲۱۳ – طبقات الکبری ج ۳ ص ۳۴۷ – اسدالغابه ج ۴ ص ۷۶ – تاریخ دمشق ج ۴ ص ۴۰۹ – کنزالعمال ج ۱۲ ص ۶۸۴

پس جناب ابولؤلؤ  نامه ای برای عمر فرستاد متن نامه اینچنین است: آیا جزاي کسي که عصيان مولايش کند و جزای کسی که مُلک مولايش را غصب کند و جزای کسی که به همسر مولايش بزند، چيست؟ پس عمر خبیث در جواب این سوال؛ نوشت: بدرستيکه قتل چنين کسي واجب است!!

سرانجام ابولولو؛ هنر وحرفه آهنگری خود را به خدمت گرفت و خنجری تیز و دو سر که قبضه آن در وسط قرار داشت ساخت. تا اینکه بنابر قول صحیح و مشهور در سحرگاه روز دوشنبه 9 ربیع الاول در حالیکه عمر بن خطاب خبیث؛ تازیانه به دست در حال امر کردن نمازگزاران بود که صفوف خود را منظم نمایند. خود را به وی رساند و دلاورانه بر آن خبیث ملعون ضربه های پی در پی میزد و بر سرش فریاد میکشید: ای ملعون چرا عصيان مولا اميرالمومنين را کردي؟ چرا فدک را غصب نمودی؟و....
پس عده ای از نزدیکان عمر قصد دستگیری و حمله به ابولولو را داشتند که وی با زخمی کردن 13 نفر از عمریون از محل حادثه گریخت و عمر لعنت الله علیه بعد از آنکه سه روز در بستر افتاده بود در سن 55 سالگی به درک اسفل سافلین واصل شد. بحارالانوار ج 29 ص 530
طبقات الکبری ج 3 ص 341 - فتح الباری ج 7 ص 49 - کنزالعمال ج 12 ص 679

امیرالمومنین علیه السلام خطاب عمر لعنت الله علیه فرمودند: به خاطر ظلم ها و اعمال قبیحی که نسبت به عترت پیامبر انجام دادی تو را می بینم که به واسطه جراحتی که از سوی عبدی که با ظلم و ستم بر او حکم میرانی کشته می شوی و او به خدا قسم علی رغم میل باطنی تو وارد بهشت میگردد.ارشاد القلوب دیلمی ج ۲ ص ۲۸۵
امیرالمومنین علیه السلام خطاب به عمر ملعون فرمود:
« ای مغرور! همانا تو را می بینم که در دنیا بواسطه ضربت و جراحتی که از عبدی که تو از روی ظلم و جور بر او حکم می رانی کشته میشوی و این توفیقی است که خداوند نصیب او می گرداند. »
مستدرک سفینة البحار ج ۹ ص ۲۱۳ و مشارق انوار الیقین ص ۷۹ – مدینة المعاجز ج ۲ ص ۴۴و۲۴۴_الهدایة الکبری ص ۱۶۲ و بحارالانوار ج ۳۰ ص ۲۷۶
*محمد بن سنان که راوی روایت فوق می باشد را بسیاری از بزرگان علم رجال توثیق نموده اند از جمله شیخ مفید در ارشاد و علامه در مختلف و نیز علامه وحید بهبهانی در فوائد الرجالیة ج ۳ ص۲۴۹
لذا از روایاتی نظیر فوق استفاده می گردد که حضرت مولا امیرالمومنین علیه السلام به نحوی از این اقدام با خبر بوده اند و آن را برای جناب ابولؤلؤ رحمةالله علیه توفیقی از سوی خداوند شمرده و باعث متنعم گردیدن او به بهشت خداوند می داند.
#ابولولو]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[حمله اعراب به ایران و بررسی اسناد تاریخ طبری و بلاذری!]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/T9O1a9</link>
                <description>![CDATA[چون به خاطر مشک رفتید.
بنگر اعمال ما رو با همین قواعد
دعا كردن براى آهو 
هنگاميكه حضرت آدم عليه السّلام از بهشت به زمين هبوط‍‌ نمود. حيوانات به نزدش آمدند تا به وى سلام كنند و او را زيارت نمايند. 
آن حضرت براى هر يك از حيوانات به آنچه كه سزاوارشان بود دعا مى‌كرد. 
عده‌اى آهو به نزد ايشان آمدند و آن حضرت براى آنها نيز دعا نمود. 
و دست خود را بر كمر آنها كشيد. 
سپس در ناف اين آهوان مشك پديدار آمد . 
پس از آنكه آهوان ديگر مشاهده نمودند كه در ناف اين آهوان مشك پديد آمده است به آنها گفتند : اين از كجاست ؟ 1گروه اول به گروه دوم گفتند : ما به نزد آدم صفى اللّه رفتيم و پس از آنكه ايشان براى ما دعا كرد و دست بر كمرمان كشيد اين مشك در ناف ما پديد آمد. 
بعد از اين امر گروه دوم به نزد حضرت آدم عليه السلام رفتند و ايشان را زيارت كردند. 
آن حضرت براى آنها نيز دعا كرد و دست بر كمرشان كشيد. 
اما اثرى از مشك در ناف اين آهوان پديدار نگشت. 
آنگاه آنها به گروه اول گفتند : ما به نزد حضرت آدم رفتيم و ايشان براى ما دعا كرد و دست بر كمرمان نيز كشيد اما آنچه كه براى شما اتفاق افتاد براى ما بوجود نيامد. 
گروه اول جواب دادند : نيت شما براى انجام آن كار رسيدن به مشك بود. 
اما نيّت ما خالص و براى خدا بود. 
و اين پديده تا روز قيامت در نسل گروه اوّل از آن آهوان پابرجاست. 
حمایت از حیوانات در اسلام، صفحه 32
#نیت_خالص
#دنیاطلبی
#مذمت_دنیا]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[اول ربیع الاول را تبریک نگویید روایتش جعلی است]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/eGMc26</link>
                <description>![CDATA[]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[روایت جنگ تن به تن امیرالمومنین علیه السّلام با اجنه کافر_توضیحات زیرویدیو درباره مسلم مجاشعی را بخوانید]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/N0uAeC</link>
                <description>![CDATA[‍ درباره شهادت مسلم مجاشعی سفیر امیرالمومنین علیه السّلام توسط اصحاب منافق  جنگ جمل :
وقتی که سپاه امیرالمومنین علیه السّلام در جنگ جمل و در بصره برابر ناکثین قرار گرفتند، حضرت به یاران خود فرمودند: تا وقتی که دشمن حمله را آغاز نکرده به سوی آنان حمله نکنید. امّا سپاه جمل به فرمان عایشه فاحشه ام المفسدین لعنت الله علیها، و طلحه و زبیر ملعون حمله را آغاز کردند و چند تن از یاران امام را به شهادت رساندند. در این زمان یاران حضرت خواستار حمله به دشمن شدند؛ امّا باز هم حضرت امیرالمومنین علیه السّلام راضی نشدند و با تلاوت آیه دوم سوره بقره امیدوار بودند که جنگ به صلح تبدیل شود؛ لذا فرمودند: چه کسی است که این قرآن را برداشته و این قوم (اصحاب جمل) را به آنچه در آن است فراخواند؟ و در مقابل بهشت برای او خواهد بود.
پسر جوان بسیار خوشنام و نیکویی به نام مسلم مجاشعی از قبیله عبد قیس در حالی که جامه سفید بر تن داشت برخاست و گفت: من حاضرم این مأموریت را انجام دهم! حضرت به او نگریسته و فرمودند: ای جوان! اگر این قرآن را مقابل آنها ببری، نخست دست راستت را قطع می‌کنند، باید آن را به دست چپ بدهی و آن هم قطع می‌شود؛ و سپس چندان شمشیر بر تو می‌زنند تا کشته شوی. جوان گفت: مرا صبر بر این کار نیست و نشست.
بار دیگر حضرت امیرالمومنین علیه السّلام ندا دادند..! باز همان جوان پذیرفت؛ امام دوباره آن سخن را تکرار کرد و جوان همان جواب را داد. 

برای بار سوم، همان جوان از جا برخاست و گفت: یا مولای من این قرآن را می‌گیریم و آنچه شما فرمودید در راه پروردگار اندک است.

پس قرآن را گرفت و راه افتاد و همین که میان آنان رسید، فریاد برآورد: ای مردم! این کتاب خدا میان ما و شما حکم و داور باشد. مردی ملعون از سپاهیان جمل بر او ضربه‌ای زد و دست راست او قطع شد.

 عایشه جیغ کشید و گفت: با نیزه به او حمله کنید! خدا رویش را سیاه کند! نیروهای وفادار به عایشه ملعونه با نیزه به او حمله کردند. جوان فوراً قرآن را با دست چپ از روی زمین برداشت و آنان را به پیروی از آن فراخواند؛ بلافاصله آنها دست چپ او را قطع کردند. 
آن عبد صالح خداوند به فرمان مولا علی علیه السّلام مقاومت به خرج داد و با باقیمانده دست‌های قطع شده اش، قرآن را برداشته و به سینه چسباند و با صدای رسا آنها را به اطاعت از قرآن دعوت کرد. 
ولی اصحاب جمل که لعنت و عذاب خداوند بر آنها بیش باد بدون این که جواب درستی به او بدهند از هر طرف بر آن جوانمرد شجاع هجوم آوردند و همان طوری که حضرت به او خبر داده بود ایشان را شهید و با شمشیر بدنش را قطعه قطعه کردند. 
بدین ترتیب مسلم مجاشعی آن جوان رعنای غیرتمند به فرمان امام زمانش و در رکاب حضرت  سرسپرده و به شهادت رسید.
ام ذریح عبدیه در رثای او شعری سرود و مادر پاکدامنش با مشاهده پیکر پاره پاره فرزندش بر بالینش حاضر شده و اشعاری سنگین در نکوهش و مذمت عایشه  خواند و مسلم مجاشعی رحمه الله علیه از کسانی است که حضرت درباره اش فرمودند که: خداوند قلب او را از نور و ایمان پر کرده است و نیز ایشان اولین شهید جنگ جمل می‌باشد.
حضرت امیرالمومنین علیه السّلام با دیدن این ظلم و بیدادگری آشکار، حجّت را بر قوم بی‌منطق و خبیث منافق تمام دیدند و  دستور آغاز حمله را صادر فرمودند .
سلام و درود پروردگار متعال بر سید اوصیاء یعسوب الدین مولود کعبه، فخر کعبه، علی ابن ابیطالب علیه السّلام و تمام یاوران و اصحاب و فداییان حیدرکرار باد.

دیلمی، ارشاد القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۴۲.
شرح ابن ابی الحدید لعنت الله علیه، ج۹، ص۱۱۱
مناقب ابن شهرآشوب،ج۳، ص۱۵۵ 
مناقب خوارزمی، ص۱۸۶
مفید، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۳۴۰.]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[نقد و تحلیل انیمیشن بینوایان (کوزت و ژان والژان) درتوضیحات زیرویدیو بخوانید]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/cyzGdX</link>
                <description>![CDATA[صحنه بسیار زیبای نجات روح یک انسان و دگرگون شدن او برای همیشه:
حالا تو دوباره متولد شدی از چنگ شیطان به آغوش پروردگار برگشتی آیا این را درک میکنی؟

1_روِىَ أنَّ داوُدَ عليه السلام خَرَجَ مُصحِراً مُنفَرِداً، فَأوحَى اللّه ُ جل جلاله إلَيهِ:
يا داوُدُ، مالى أراكَ وَحدانِيّاً؟ فَقالَ عليه السلام: إلهى إشتَدَّ الشَّوقُ مِنّى إلى لِقائِكَ، وَ حالَ بَينى وَ بَينَ خَلقِكَ، فَأوحَى اللّه ُ جل جلاله إلَيهِ: إرجِعْ إلَيهِم، إنْ تَأتِنى بِعَبدٍ آبِقٍ اَثْبِتُكَ فِى اللَّوحِ حَميداً.
[بحارالانوار، ج14 ص 40 ح 26]
روايت شده است كه حضرت داود عليه السلام تنها به صحرا رفت ؛ پس خداوند به او وحى كرد: اى داود چه شده است كه تو را تنها مى بينم؟ عرض كرد: معبودا! شوق ديدار تو در جانم شدت گرفته و ميان من و خلق تو حائل شده است. خداوند به او وحى فرمود: به ميان آنان برگرد؛ زيرا اگر تو يك بنده گريزپاى را همراه خود نزد من آورى، من نام تو را با صفت ستوده، در لوح ثبت مى كنم.


2_امام سجّاد زین العابدین علیه السّلام فرمود: 

خداوند متعال به حضرت موسی کلیم الله وحی نمود: ای موسی مرا نزد خلق و بندگانم محبوب کن و آنان را نیز نزد من محبوب نما. 
موسی عرضه داشت: پروردگارا چگونه این کار را انجام دهم؟! 
خداوند فرمود: نعمتهای ظاهری و باطنی مرا برای آنها ذکر کن تا بدین وسیله مرا دوست بدارند. پس هر آینه اینکه برگردانی عبد و بنده فراری و گریزپایی از درگاهم را و یا اینکه برگردانی گمراهی از آستان و بارگاهم را این عمل برای تو بالاتر و افضل از عبادت صدسال است که روزهای آن را روزه و شب های آن را به عبادت بگذرانی

حضرت موسی عرضه داشت: پروردگارا این بنده آبِق و فراری و گریزپا کیست؟ 

خطاب رسید: آن بنده ای عاصی و مُتمرِّد و سرکش است که از فرمان من سرپیچی و عصیان می کند.

موسی عرض کرد: پس آن کسی که از آستان و بارگاه باعظمت تو به گمراهی و بیراهه رفته است کیست؟! آن گمراه چه کسی است؟! 

خداوند متعال فرمود: او کسی است که امام زمانش را نشناسد در حالی که تو او را برایش معرفی می کنی و می شناسانی و یا اینکه پس از شناختش از او غائب است و از حضور ظاهری و یا باطنی او بهره نمی برد (ولی تو وی را به امام زمانش نزدیک می کنی تا از او بهره مند گردد ) و نیز گمراه کسی است که نسبت به احکام دینش جاهل است در حالی که تو شریعت و احکام دینش را به وی معرفی می کنی و می شناسانی و همچنین آنچه را که بدان وسیله خدا را عبادت کند و آنچه را که باعث خشنودی پروردگار است برای او معرفی و بیان می کنی. 

اَلتَّفسیرُ المَنسوب إِلَی الإمامِ العَسکری (عَلَیهِ السَّلامُ) ، ج 1 ، ص 342

امام حسن عسکری علیه السّلام فرمودند:
اگر می خواهی ثواب 100 سال روزه همه ایام در نامه عملت ثبت شود.مردم را با امام زمانشان آشنا کن.
 بحارالانوار ج 2 ص 8]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[سوزناک ترین روضه ترکی مقتل امام حسین علیه السّلام]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/R0a1gn</link>
                <description>![CDATA[‍ از جمله سنتها و تدبیرهای پروردگار یکتا این است که خداوند متعال در این دنیا برای هر مومنی دشمنی مقرر کرده است که او را آزار بدهد ودر ازای صبری که بر این آزار میکند ان شاء الله به بهشت جاودان و مقامات حسرت انگیز اخروی دست پیدا کند :(دوستان عزیزم روایات زیر را نشر بدهید و به وسیله این روایات مهجورمانده قلوب خود و دیگر مومنین را محکم کنید.)


در زمان حضرت هود عليه السّلام عدّه‌اى از مردم گرفتار قحطى شدند، آنان نزد هود رفتند تا دعا كند خداوند باران رحمتش را نازل بفرماید پس به درب منزل حضرت هود علیه السّلام آمدند
در اين هنگام پير زنى بد زبان و فحّاش از منزل هود خارج شد و گفت: کیستید، گفتند: ما از فلان شهر هستیم آمده ایم نزد حضرت هود علیه السّلام تا برای ما دعا کند باران ببارد!
پیرزن فحاش و بی ادب با تمسخر گفت: اگر هود دعایش مستجاب بود پس چرا براى خودش دعايى نمى‌كند؟ 
مردم گفتند: ما را به نزد او ببر، پیرزن بدخو فریاد کشید: او اكنون در ميان مزرعه مشغول آبيارى است،به آنجا برويد.
مردم به نزد ایشان رفتند دیدند حضرت هود علیه السّلام هر قسمتى از زمین را كه زراعت مى‌نمود، مى‌ايستاد و دو ركعت نماز مى‌خواند ،در اين هنگام حضرت متوجه آنان گشت و گفت: حاجت شما چيست‌؟ گفتند: ای پیامبر خدا قحطی ما را از پای درآورده است برای ما دعا بفرما که باران بر سرزمین هایمان ببارد.
پس حضرت هود علیه السّلام نماز خواندند و پس از آن برای نزول باران دعا  کرده و فرمودند: برگرديد كه باران بر شهرهاى شما نازل شده است .

مردم گفتند: ای پیامبر خدا ما براى حاجتى آمديم ولى چيزى شگفت انگيزتر از حاجت خود مشاهده كرديم. پرسید: مگر چه ديديد؟ گفتند: ما پير زن بدخو و بد زبان و فحّاشى را ديديم كه از منزل شما خارج شد و بر سر ما با تمسخر فرياد میکشيد. 

حضرت فرمودند: بله او همسر من است و من دعا میکنم كه سالها زنده بماند
گفتند: اى نبی الله ! چرا خواهان طول عمر او هستى؟
حضرت فرمود: بدانید که خداوند هيچ مؤمنى را خلق نفرمود جز آنكه دشمنی را برایش مقرر نمود كه او را اذيّت و آزارش نماید ،من خدا را شكر مى‌كنم كه پروردگار دشمن آزارگر مرا زير دستم قرار داده،و اگر چنين نبود كسى بدتر از او بر من مسلّط‍‌ مى‌شد.
مشکات الانوار ج۱ ص۵۱۱]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[نقد انیمیشن افسانه توشیشان را درتوضیحات زیرویدیو بخوانید لطفا]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/FllO47</link>
                <description>![CDATA[‍ صورت و پیکر دنیا چیست؟

حضرت امام صادق علیه السّلام فرمودند:

الدُّنْیا بِمَنْزِلَةِ صُورَةٍ رَأْسُهَا الْکبْرُ وَ عَینُهَا الْحِرْصُ وَ أُذُنُهَا الطَّمَعُ وَ لِسَانُهَا الرِّئَاءُ وَ یدُهَا الشَّهْوَةُ وَ رِجْلُهَا الْعُجْبُ وَ قَلْبُهَا الْغَفْلَةُ وَ کوْنُهَا الْفَنَاءُ وَ حَاصِلُهَا الزَّوَال.

دنیا همچون پیکره ای است که سر آن تکبّر است، و چشم آن حرص، و گوش آن طمع، و زبان آن ریا، و دست آن شهوت، و پای آن خود پسندی، و دل آن غفلت، و بود آن نبود، و حاصل آن بیحاصلی.
بحارالانوار، جلد 70 ، صفحه 105

نقد و تحلیل انیمیشن توشیشان:
این کلیپ کوتاه را گوش کنید قسمت حساس و سرنوشت ساز کارتون زیبای افسانه توشیشان است.
توشیشان بعد از درخواست ثروت و شهرت و قدرت و از دست دادن و دلسرد شدن از آنها وقتی به عمق فناپذیری و بی ارزشی دنیا پی برد متوجه این موضوع شد که تنها راه رسیدن به رستگاری و کمال جاودانی که همانا رضایت پروردگار از انسان است با تسلط کامل انسان بر نفس خودش محقق خواهد شد که این مقام جز از راه تسلیم مطلق و رضایت کامل به خواست و اراده پروردگار متعال و فرستادگان و حجتهای پروردگار متعال انجام شدنی نیست اینکه ما مقدرات الهی و احکام و دستورات و زمانبندی های پروردگار و حجت های الهی را با کمال میل بپذیریم و تسلم کامل باشیم. سهمناک اینجاست که همه ما فقط یکبار فرصت داریم و تنها فرصت ما زندگی در این دنیاست که هرگز هر لحظه ای از آن بگذرد برگشت پذیر نیست.
ما همه در عالم ذر عهد بستیم که موفق شویم به جمله توشیشان دقت کنید میگوید: من قول میدهم که یک کلمه حرف نزنم حتی اگر به قیمت جانم تمام شود‌! و ما نیز قول دادیم که هرگز کفر و شرک نورزیم حتی اگر به قیمت جانمان تمام شود و بدانیم که انجام دادن هر گناه کبیره ای شرک و بعضی نیز کفر است _ ما نیز پرت شده ایم در این دنیا در میان جنگی دائم میان انواع و اقسام موجودات شیطانی از جن و انس که برای هلاکت هرکدام از انسانها شدیدا در تلاش هستند و این است راه نجات ما: استغاثه شدید و توکل به پروردگار متعال و توسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و اهلبیت عصمت و طهارت علیه السّلام و هدایت گرفتن از قرآن کریم است تا این خواب این فرصت کوتاه به پایان برسد ما همه انسان به دنیا آمدیم اما همه انسان از دنیا نمیرویم و این بسیار ترسناک است.
ان شاء الله بتوانیم از این ماموریت سهمگین سالم و به شکل و هیئات انسان وارد عالم دیگر شویم نه خدایی نخواسته به صورت خوک و سگ و میمون و انواع حیوانات مسخ شده ای که هرکدام در یک قسمت از تسلط بر نفس به پرتگاه های سیاه گناهان سقوط کرده اند.]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[ز جا برخیز ای رعنا جوان گلعذار من _نوحه بوشهری شهادت حضرت علی اکبر علیه السّلام]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/K2hCS2</link>
                <description>![CDATA[مردى از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود: در زمان رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) مردى بود كه باو «ذو النّمرة» ميگفتند و در صورت از زشت‌ترين مردم بود، و جهت اينكه بدو «ذو النمرة» ميگفتند نيز بخاطر همان زشتى او بود (چون نمرة در لغت بمعناى لكۀ صورت است كه از رنگ آن نباشد) پس آن مرد بنزد رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) آمده عرضكرد: اى رسول خدا بمن خبر ده كه خداى عز و جل چه چيزهائى بر من واجب كرده است‌؟ رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) فرمود: خدا بر تو واجب كرده است هفده ركعت نماز در هر شبانه روز، و روزۀ ماه رمضان را اگر درك كردى (و زنده ماندى) و حج را اگر استطاعت پيدا كردى و زكاة را، و آن را براى او شرح داد، آن مرد گفت: سوگند بدان خدائى كه تو را بحق بنبوت مبعوث فرموده من براى پروردگار خود زياده بر آنچه بر من واجب كرده چيزى انجام نخواهم داد، پيغمبر (صلّى الله عليه و آله) فرمود: چرا اى ذو النمرة‌؟ عرضكرد: براى آنكه مرا اين طور زشت آفريده! در اين هنگام جبرئيل بر پيغمبر (صلّى الله عليه و آله) نازل شده عرضكرد: اى رسول خدا همانا پروردگارت بتو دستور دهد كه ذو النمرة را از طرف او سلام برسانى و باو بگوئى: پروردگارت تبارك و تعالى ميفرمايد: آيا خوشنود نيستى كه در روز قيامت تو را بزيبائى جبرئيل محشور گردانم. رسول خدا (صلّى الله عليه و آله) باو فرمود: اى ذو النمرة اين جبرئيل است كه بمن دستور داده تو را سلام رسانم و پروردگارت بتو ميفرمايد: آيا خوشنود نيستى كه من تو را (در روز قيامت) بزيبائى جبرئيل محشور گردانم. ذو النمرة گفت: پروردگارا من راضى شدم و بعزتت سوگند من هم در عوض براى تو (در اعمال بدان اندازه) بيفزايم تا خوشنود شوى.


#صبر_بر_قضا_و_قدر_الهی]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[دعای کوتاه و قوی دفع شر دشمن _متن حدیث در توضیحات زیرویدیو]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/97gbZf</link>
                <description>![CDATA[شناسه حدیث : 255665

وَ عَنْ  أَبِي اَلتَّيَّاحِ  قَالَ: قَالَ رَجُلٌ  لِعَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ خنيش كَيْفَ صَنَعَ  رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَادَتْهُ اَلشَّيَاطِينُ قَالَ نَعَمْ تَحَدَّرَتِ اَلشَّيَاطِينُ مِنَ اَلْجِبَالِ وَ اَلْأَوْدِيَةِ يُرِيدُونَ  رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِيهِمْ  شَيْطَانٌ مَعَهُ شُعْلَةٌ مِنْ نَارٍ يُرِيدُ أَنْ يُحْرِقَ بِهَا  رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَلَمَّا رَآهُمْ  رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَزِعَ مِنْهُمْ وَ جَاءَهُ  جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا  مُحَمَّدُ قُلْ مَا أَقُولُ أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اَللَّهِ اَلتَّامَّاتِ اَللاَّتِي لاَ يُجَاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَ لاَ فَاجِرٌ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ وَ بَرَأَ وَ ذَرَأَ وَ مِنْ شَرِّ مَا يَنْزِلُ مِنَ اَلسَّمَاءِ وَ مِنْ شَرِّ مَا يَعْرُجُ فِيهَا وَ مِنْ شَرِّ مَا ذَرَأَ فِي اَلْأَرْضِ وَ مِنْ شَرِّ مَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَ مِنْ شَرِّ فِتَنِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ طَارِقٍ إِلاَّ طَارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْرٍ يَا رَحْمَانُ 
قَالَ فَطُفِئَتْ نَارُ اَلشَّيَاطِينِ وَ هَزَمَهُمُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ  .

مردى با عبد الرحمن بن حنيش گفت:رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله در برابر نيرنگ ديوان چه كرد؟گفت آرى ديوها از هر كوه و وادى سرازير شدند و آهنگ رسول خدا داشتند،بدست ديوى شعله‌اى آتش بود كه ميخواست با آن رسول خدا را بسوزاند،چون رسول خدا آنها را ديد بهراس افتاد و جبرئيل نزد او آمد و گفت: اى محمّد بگو،آنچه بگويم: «اعوذ بكلمات اللّٰه التامات اللاتى لا يجاوزهنّ‌ برّ و لا فاجر من شر ما خلق و برأ و ذرأ،و من شرّ ما ينزل من السّماء و من شرّ ما يعرج فيها،و من شرّ ما ذرأ في الارض و من شرّ ما يخرج منها و من شرّ فتن اللّيل و النّهار و من شرّ كلّ‌ طارق الا طارقا يطرق بخير يا رحمان،گفت پس آتش ديوان خاموش شد و خدا عزّ و جلّ‌ آنها را شكست داد.



شناسه حدیث : 255696
نشانی : بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام ج 60، ص 283

وَ عَنِ  اِبْنِ مَسْعُودٍ قَالَ: لَمَّا كَانَ  لَيْلَةُ اَلْجِنِّ أَقْبَلَ عِفْرِيتٌ مِنَ اَلْجِنِّ فِي يَدِهِ شُعْلَةٌ مِنْ نَارٍ فَجَعَلَ  اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقْرَأُ  اَلْقُرْآنَ فَلاَ يَزْدَادُ إِلاَّ قُرْباً فَقَالَ لَهُ  جَبْرَئِيلُ أَ لاَ أُعَلِّمُكَ كَلِمَاتٍ تَقُولُهُنَّ يَنْكَبُّ مِنْهَا لِفِيهِ وَ تُطْفِئُ شُعْلَتَهُ قُلْ أَعُوذُ بِوَجْهِ اَللَّهِ اَلْكَرِيمِ وَ كَلِمَاتِ اَللَّهِ اَلتَّامَّاتِ اَلَّتِي لاَ يُجَاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَ لاَ فَاجِرٌ مِنْ شَرِّ  مٰا يَنْزِلُ مِنَ اَلسَّمٰاءِ  وَ مِنْ شَرِّ  مٰا يَعْرُجُ فِيهٰا  وَ مِنْ شَرِّ مَا ذَرَأَ فِي اَلْأَرْضِ وَ مِنْ شَرِّ  مٰا يَخْرُجُ مِنْهٰا  وَ مِنْ شَرِّ فِتَنِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ وَ مِنْ شَرِّ طَوَارِقِ اَللَّيْلِ وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ طَارِقٍ إِلاَّ طَارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْرٍ يَا رَحْمَانُ فَقَالَهَا فَانْكَبَّ لِفِيهِ وَ طُفِيَتْ شُعْلَتُهُ  .
از ابن مسعود كه در شب جن يك عفريتى از جن آمد و بدستش شعله آتشى بود و پيغمبر صلّى اللّٰه عليه و آله شروع كرد بخواندن قرآن و جز بنزديك شدن نيفزود، جبرئيلش گفت:آيا نياموزم بتو كلماتى كه آنها را بگوئى تا او بسر درآيد و شعله‌اش خاموش گردد؟بگو:اعوذ بوجه اللّٰه الكريم و كلمات اللّٰه التامات الّتى لا يجاوزهنّ‌ بر و لا فاجر من شرّ ما ينزل من السماء و من شرّ ما يعرج فيها و من شرّ ما ذرأ في الارض و من شرّ ما يخرج منها،و من شرّ فتن الليل و النهار،و من شرّ طوارق الليل و من شرّ كل طارق الا طارقا يطرق بخير يا رحمان،آن را گفت و او بسر در آمد روى دهانش و شعله‌اش خاموش گرديد.

أَعُوذُ بِوَجْهِ اَللَّهِ اَلْكَرِيمِ وَ كَلِمَاتِ اَللَّهِ اَلتَّامَّاتِ اَلَّتِي لاَ يُجَاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَ لاَ فَاجِرٌ مِنْ شَرِّ  مٰا يَنْزِلُ مِنَ اَلسَّمٰاءِ  وَ مِنْ شَرِّ  مٰا يَعْرُجُ فِيهٰا وَ مِنْ شَرِّ مَا ذَرَأَ فِي اَلْأَرْضِ وَ مِنْ شَرِّ  مٰا يَخْرُجُ مِنْهٰا وَ مِنْ شَرِّ فِتَنِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ وَ مِنْ شَرِّ طَوَارِقِ اَللَّيْلِ وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ طَارِقٍ إِلاَّ طَارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْرٍ يَا رَحْمَانُ]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[یک ختم خاص بسیار بسیار مجرب دعای توسل]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/EVCKEY</link>
                <description>![CDATA[]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[انیمیشن ابولولو افتخار ایرانیان مستندی بسیار زیبا_توضیحات رابخوانید]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/Cw5KVi</link>
                <description>![CDATA[#ابولولو#نهم_ربیع_الاول
#غدیرثانی#عیدالزهراء#فرحه_الزهراء
نام اصلی ایشان فیروز و کنیه اش ابولؤلؤ (به علت داشتن دختری به نام لؤلؤة)، ولقبش شجاع الدین که اصلیت ایشان ایرانی و زادگاهش شهر نهاوند بوده است.مستدرک سفینة البحارج۹ص۲۱۳
طبق اسناد و روایات صحیح السند و معتبر که اثبات میکند یقینا ابولولو رضوان الله علیه از شیعیان مخلص مولا امیرالمومنین علی علیه السلام بوده است برخی از فرقه عمری و فرقه بتریه میگویند که حضرت ابولؤلؤ کافر و یا مجوسی و یا نصرانی بوده است!
جواب این شبهه را علامه مجلسی رضوان الله علیه به خوبی داده اند: به نقل علامه مجلسی اگر ابولؤلؤ کافر بوده چگونه در مدینه زندگی میکرده در حالیکه از زمان حیات پیامبر اکرم ورود کفار به شهر مدینه ممنوع گردیده بود و نکته بسیار مهمتر اینکه اساسا اگر ابولؤلؤ علیه السلام، کافر بوده پس در مسجد و آن هم در صف اول نماز جماعت چه کار می کرده است؟؟؟
همچنین صاحب مستدرک میفرماید: بدان که فیروز (ابولؤلؤ) از اکابر مسلمین و مجاهدین بلکه از اتباع خاص حضرت علی علیه السلام بوده است.مستدرک سفینة البحارج۹ص۲۱۴

ابولؤلؤ ابتداء درجنگ میان ایران و روم به اسارت رومیان و بعدها درجنگ بین لشکر عمری و رومیان به اسارت عمری ها و در سهم مغیرة بن شعبه لعنت الله علیه که دشمن سرسخت مولا امیرالمومنین علیه السلام بود در آمد.مستدرک سفینة البحار ج ۹ ص ۲۱۳

همچنین اسناد موثقی داریم که در آنها به پیروی جناب ابولؤلؤ رحمة الله از امیرالمومنین علیه السلام و رفت و آمد با منزل آن حضرت تصریح گردیده است.
« و چون غنائم بین(سپاه عمر لعنت الله علیه) تقسیم گردید. فیروز نهاوندی در سهم مغیره ملعون قرار گرفت. لکن چندی پیش نگذشت که در ارتباط و تردد او با خانه مولا امیرالمومنین علیه السلام آغاز گردید که به همین سبب مغیره لعنت الله علیه بر او خراج سنگین وضع نمود و هر از چندگاه آن را افزون می کرد. و اینها همه به امر عمر ابن الخطاب لعنت الله علیه بود. تا اینکه مغیره ملعون به ابولؤلؤ گفت: اگر ارتباطت را با خانه علی علیه السلام قطع کنی خراج را از تو بر می دارم. اما حضرت ابولؤلؤ نپذیرفت و نیز ابولؤلؤ بعد از مضروب ساختن و قتل عمر ملعون به سوی خانه امیرالمومنین علیه السلام رفت ...»کامل بهائی نسخه خطی ص ۳۸۳ - اسرار الامامة ص ۳۲۵

به دلیل ارتباط و علاقه جناب ابولؤلؤ به حضرت علی علیه السلام و رفت وآمد به منزل ایشان و شیعه بودنش؛ علت واقعی ظلم و ستمها وضع خراج و مالیات سنگین از سوی مغیرة بن شعبه ملعون بر ایشان مشخص میشود، او که توانائی پرداخت این مبلغ را نداشت چندین بار به عنوان اعتراض به عمر ابن الخطاب لعنت الله علیه مراجعه کرد. اما نه تنها جواب مثبت نشنید بلکه در آخرین بار وقتی عمر ملعون با اعتراض و شکایت جناب ابولؤلؤ مواجه شد در جواب گفت:
شنیدم تو از ایرانیان هنر آسیاب سازی آموخته ای که میتواند با نیروی باد به گردش در آید آیا میتوانی برای ما نیز چنین آسیابی بسازی؟
 پس جناب ابولؤلؤ پاسخ داد:
« چنان آسیابی برایت بسازم که آوازه اش در شرق و غرب عالم طنین انداز شود.»
از این رو عمر خبیث به محض شنیدن این جمله بسیار ترسید و گفت:
این غلام مرا تهدید به قتل کرد و اگر من بتوانم کسی را ولو با تهمتی ناروا به قتل برسانم آن کس او خواهد بود.

مستدرک سفینة البحار ج ۹ ص ۲۱۳ – طبقات الکبری ج ۳ ص ۳۴۷ – اسدالغابه ج ۴ ص ۷۶ – تاریخ دمشق ج ۴ ص ۴۰۹ – کنزالعمال ج ۱۲ ص ۶۸۴

پس جناب ابولؤلؤ  نامه ای برای عمر فرستاد متن نامه اینچنین است: آیا جزاي کسي که عصيان مولايش کند و جزای کسی که مُلک مولايش را غصب کند و جزای کسی که به همسر مولايش بزند، چيست؟ پس عمر خبیث در جواب این سوال؛ نوشت: بدرستيکه قتل چنين کسي واجب است!!

سرانجام ابولولو؛ هنر وحرفه آهنگری خود را به خدمت گرفت و خنجری تیز و دو سر که قبضه آن در وسط قرار داشت ساخت. تا اینکه بنابر قول صحیح و مشهور در سحرگاه روز دوشنبه 9 ربیع الاول در حالیکه عمر بن خطاب خبیث؛ تازیانه به دست در حال امر کردن نمازگزاران بود که صفوف خود را منظم نمایند. خود را به وی رساند و دلاورانه بر آن خبیث ملعون ضربه های پی در پی میزد و بر سرش فریاد میکشید: ای ملعون چرا عصيان مولا اميرالمومنين را کردي؟ چرا فدک را غصب نمودی؟و....
پس عده ای از نزدیکان عمر قصد دستگیری و حمله به ابولولو را داشتند که وی با زخمی کردن 13 نفر از عمریون از محل حادثه گریخت و عمر لعنت الله علیه بعد از آنکه سه روز در بستر افتاده بود در سن 55 سالگی به درک اسفل سافلین واصل شد. بحارالانوار ج 29 ص 530
طبقات الکبری ج 3 ص 341 - فتح الباری ج 7 ص 49 - کنزالعمال ج 12 ص 679

امیرالمومنین علیه السلام خطاب عمر لعنت الله علیه فرمودند: به خاطر ظلم ها و اعمال قبیحی که نسبت به عترت پیامبر انجام دادی تو را می بینم که به واسطه جراحتی که از سوی عبدی که با ظلم و ستم بر او حکم میرانی کشته می شوی و او به خدا قسم علی رغم میل باطنی تو وارد بهشت میگردد.ارشاد القلوب دیلمی ج ۲ ص ۲۸۵
امیرالمومنین علیه السلام خطاب به عمر ملعون فرمود:
« ای مغرور! همانا تو را می بینم که در دنیا بواسطه ضربت و جراحتی که از عبدی که تو از روی ظلم و جور بر او حکم می رانی کشته میشوی و این توفیقی است که خداوند نصیب او می گرداند. »
مستدرک سفینة البحار ج ۹ ص ۲۱۳ و مشارق انوار الیقین ص ۷۹ – مدینة المعاجز ج ۲ ص ۴۴و۲۴۴_الهدایة الکبری ص ۱۶۲ و بحارالانوار ج ۳۰ ص ۲۷۶
*محمد بن سنان که راوی روایت فوق می باشد را بسیاری از بزرگان علم رجال توثیق نموده اند از جمله شیخ مفید در ارشاد و علامه در مختلف و نیز علامه وحید بهبهانی در فوائد الرجالیة ج ۳ ص۲۴۹
لذا از روایاتی نظیر فوق استفاده می گردد که حضرت مولا امیرالمومنین علیه السلام به نحوی از این اقدام با خبر بوده اند و آن را برای جناب ابولؤلؤ رحمةالله علیه توفیقی از سوی خداوند شمرده و باعث متنعم گردیدن او به بهشت خداوند می داند.]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[100بار دعای تحت العرش امیرالمومنین علیه السّلام _روایت این دعا درتوضیحات زیرویدیو]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/aFgXgo</link>
                <description>![CDATA[]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[نقد انحرافات نخودکی اصفهانی _توضیحات را بخوانید]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/7tzyF4</link>
                <description>![CDATA[#حسن_میلانی
بحار الأنوار ج ۶۰، ص ۲۰۴ 
رسول الله صلّى اللّٰه عليه و آله و سلم فرمودند: از شيطان به خدا پناه بريد، هر كه به خدا پناه برد پناهش دهد از وسوسه‌هایش ،فوت هایش و دميدنهایش پناه بريد، ميدانيد چه هستند؟وسوسه‌اش آنچه از دشمنى ما اهل بيت در دل شما اندازد،گفتند يا رسول اللّٰه پس از اينكه مقام و منزلت شما را دانستيم چگونه دشمن شما باشيم‌؟ فرمود: به دشمنى با دوستان ما و دوستى با دشمنان ما. گفتند: يا رسول اللّٰه فوتهایش چه‌اند؟ فرمود: باد خشم كه در آدمى دمد و آن را به نابودى دين و دنيا كشد ،و بسا در جز خشم هم فوت كند به شما كه بدان هلاك شويد ميدانيد سخت‌ترين فوتش چيست‌؟ این است كه در دل كسى اندازد يكى از اين امت سر است بر ما، يا منحرف شود از ما خاندان، و اما دميدنش اين است كه يكى از شماها پس از قرآن چيزى را از ذكر ما و صلوات بر ما شفابخش‌تر داند.
با محبّت ورزیدن به ما اهل بیت همیشه همراه باشید ؛ چرا که هر کس با محبّت ما اهل بیت خدا را ملاقات کند ، با شفاعت ما وارد بهشت می شود
قسم به آنکه جانم در دست اوست ، هیچ بنده ای از عمل خود سودی نمی برد مگر با شناخت حقِّ ما

المحاسن ، ج ۱ ، ص ۶۱
▪️حضرت أمیرالمؤمنین عليه السلام فرمودند: با چيره شدن بر عادتهاست كه مى توان به بالاترين مقامات رسيد.
غرر الحکم و درر الکلم ٫ حدیث 1397
پیامبر فرمودند: سخن بسیار، که ذکر خدا در آن نیست نگوئید. زیرا فراوانی سخن که بدون ذکر خدا باشد، دل را سخت می‌کند و دورترین مردم از خدا کسی است که سخت‌دل باشد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۴۵۴]</description>
            </item>
            </channel>
</rss>
