در حال بارگزاری....
دانلود

در دلش قاصدکی بود خبر می آورد ...

در دلش قاصدکی بود خبر می آورد.
دخترت داشت سر از کار تو در می آورد.
غصه میخورد ولی یاد تو تسکینش بود.
هر غمی داشت فقط نام پدر می آورد.
او که میخواند تو را قافله ساکت میشد.
عمه ناگه به میان حرف سفر می آورد.
زن غساله چه میدید که با خود میگفت...


مطالب پیشنهادی