<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><rss version="2.0">
    <channel>
        <title>گروه آموزشی فرافکر</title>
        <link>https://www.dalfak.com/farafekr</link>
        <description></description>
        <language>fa-IR</language>
                    <item>
                <title>![CDATA[چطوری 3 کیلو کالباس رو به خورد یک نفر بدهیم؟ استراتژی کالباسی! - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/2uq48l</link>
                <description>![CDATA[اگر سه کیلو کالباس رو یک جا بخواهی به یک نفر بدهی که بخورد، رد می کند و نمیخورد.
اما اگر همان مقدار کالباس را ورقه ورقه کنی و یکی یکی ورقه ها را با ترفندی که در این ویدیو می گوییم، به او بدهی، طوری که خودش هم باور نمی کند همه آن 3 کیلو کالباس را می خورد!

این ترفندی است که خیلی از فروشنده ها هم از آن استفاده می کنند. مثلا من هفته پیش رفته بودم که یک پیراهن بخرم، فروشنده پیشنهاد کرد که یک شلوار هم با آن پیراهن ست کنم و ببینم چطور می شود.
من اول گفتم که لازم نیست اما فروشنده مرا ترغیب کرده که شلوار را بپوشم.
وقتی شلوار را پوشیدم، متوجه شدم خیلی به پیراهنی که انتخاب کرده بودم، می آید و تمصمیم گرفتم شلوار را هم بخرم.

سپس فروشنده امتحان کردن یک کمربند را با ست انتخابی من پیشنهاد کرد و باز هم همان اتفاق افتاد. ماجرا تا جایی پیش رفت که من با یک دست کت و شلوار، کمر بند و کراوات از مغازه لباس فروشی بیرون آمدم.

به این ترفند استراتژی کالباسی گفته می شود.

استراتژی کالباسی
استراتژی کالباسی را می‌توان یکی از قدیمی‌ترین ترفندهای مذاکره دانست.
در حدی که حتی بسیاری از کتابهای معتبر مذاکره که اساساً سرفصلی را به تکنیک‌ها و ترفندهای مذاکره اختصاص نداده‌اند، باز هم به استراتژی کالباسی در مذاکره پرداخته‌اند و ترجیح داده‌اند از کنار آن عبور نکنند.

استراتژی کالباسی به معنای امتیازخواهی کوچک در مذاکره است. این امتیازخواهی معمولاً به دو شکل انجام می‌شود:

1- تقسیم کردن یک درخواست بزرگ به چند درخواست کوچک؛ در حدی که طرف مقابل، نتواند به سادگی آن ها را رد کند.
2- درخواست یک امتیاز کوچک و اضافه کردن آن در پایان توافق؛ بعد از این که توافق نهایی، تقریباً حاصل شده است.
http://farafekr.com/kielbasa-strategy/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[آشکار شدن رابطه پنهان! عادت بد و تله بی ارزشی چه ارتباطی دارند؟ - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/uvxjaj</link>
                <description>![CDATA[آیا تا به حال برایتان پیش آمده که یک عادت بد داشته باشید و هر وقت این عادت بد را انجام می دهید، شروع کنید به سرزنش کردن خودتان؟
و بعد از مدتی احساس کنید که این عادت بد دارد به تدریج در زندگی شما قویتر و ماندگارتر می شود؟!
اگر چنین چیزی را تجربه کرده اید با ما تا پایان این ویدیو همراه باشید. می خواهیم یک راز را به شما بگوییم!

زمانی که من عادت بدی دارم و این عادت را انجام می دهم یا اینکه یک عادت خوب را انجام نمی دهم، شروع می کنم به سرزنش کردن خودم.
مدام خودم را سرزنش میکنم، تحقیر می کنم و جمله هایی همچون:

باز نتونستی انجام بدی
بازم خراب کردی
تو رو قولت نمیمونی
تو هر روز داری بدتر از دیروز میشی
و… را به خودم می گویم!

هر بار که این عادت اتفاق می افتد و من خودم را سرزنش می کنم، یک اتفاق دیگر هم دارد می افتد.
یک چیزی دارد تولید می شود: تحقیر شدن من! بی ارزش شدن من! پایین آمدن درجه ی اعتبار من نزد خودم!
http://farafekr.com/bad-habbit/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[چرا از تغییر می ترسیم؟ عدم قطعیت، دلیل اصلی ترس از تغییر است! - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/1mkumg</link>
                <description>![CDATA[ترس از تغییر ممکن است برای همه ما در طول زندگی پیش بیاید.
همه ما این جمله را بارها شنیده ایم که ما انسان ها ذاتاً از رنج فرار می کنیم و به سمت لذت حرکت می کنیم.
ولی یک سوال پیش می آید: چرا با اینکه از شرایط کنونی ام رنج می برم، همچنان در این شرایط باقی مانده ام و به سمت جلو حرکت نمی کنم؟

چرا دچار ترس از تغییر شده ام؟
واقعیت این است که آن سوی تغییر، یعنی جایی که من دوست دارم به آن برسم، عدم قطعیت وجود دارد!
عدم قطعیت برای ما ترس ایجاد می کند و این خودش یک درد بزرگ است.

مغز انسان بررسی می کند؛ در یک کفه ترازو جایی که الان هستی و کفه دیگر شرایط بعد از تغییر را قرار می دهد.
سپس میزان دردی که در این دو شرایط می کشی را مقایسه می کند و ما دچار رعب و وحشت از آینده می شویم.

چرا؟ چون به اندازه کافی از آینده آگاه نیستی!
ترس از آینده نامعلوم باعث می شود که درد حاصل از ترس از آینده نامعلوم بزرگتر به نظر برسد و مانع تغییر ما شود.
http://farafekr.com/fear-of-change/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[کمال طلبی چیست ؟ ریشه تمام ترس ها و مشکلات ما کمال طلبی است! - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/nkstiv</link>
                <description>![CDATA[کمال طلبی چیست ؟
پشت صحنه ی خیلی از طرحواره ها، کمال طلبی است.
پشت صحنه ی اصلی اغلب مشکلات ما، همین است.
من جرئت نمی کنم در یک جمعی صحبت کنم؛ چرا؟
چون به قدری برای خود معیارهای سخت گیرانه تعیین کرده ام، به قدری باید و نباید برای خودم و دیگران در ذهنم مشخص کرده ام که می ترسم سخنرانی کنم.

ما هزاران هزار فرصت را از دست می دهیم، فقط از ترس اینکه کاری را انجام بدهم و شکست بخورم.
آیا شما هم ترس شدید از شکست دارید؟
می خواهید بدانید که کمال طلبی چیست ؟
آن را در میان ترس های خود جستجو کنید.
واقعیت این است که پشت همه ی ترس از شکست های شدید، کمال طلبی است.

زمانی که متوجه کمال طلبی خود شوید، می بینید که فقط ترس شما نیست که مانع انجام دادن کارها می شود.
بلکه کمال طلبی است که ترس شما ار چندین برابر می کند و مانع فعالیت شما می شود.
https://b2n.ir/433153]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[کمال طلبی چگونه ما را به یک انسان شکست خورده تبدیل می کند؟ - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/abm4zp</link>
                <description>![CDATA[شاید شما هم جزو آن دسته افرادی باشید که می گویند: کمال طلبی اتفاقا خیلی هم خوب است!
پس بیایید با هم در این ویدیو ببینیم که کمال طلبی چطور و از چه راه هایی زندگی ما را نابود می کند و از ما یک فرد شکست خورده می سازد؟

اجتناب
اولین اتفاقی که کمال طلبی رقم می زند، اجتناب است.
یعنی من زمانی که می خواهم کارها را انجام دهم، یک سری فاکتور و معیار سخت و سنگین برای خودم تنظیم می کنم که مانع حرکت من می شود.
بنابراین با وجود این معیارها، برای اینکه یک انسان شکست خورده نباشیم، از انجام کارها اجتناب می کنم.

مثلاً می خواهی در کنکور شرکت کنی، وارد یک رابطه عاطفی شوی، شغل انتخاب کنی، یا هرچیزی، معیارهایت را به قدری بزرگ انتخاب می کنی که فاصله تو با آن معیارها خیلی زیاد می شود.

در این شرایط ما حتی اگر به سمت آن معیارها حرکت کنیم، با مشکلات و سختی ها روبرو می شویم و ممکن است دردناک باشد.
در نتیجه برای برداشتن قدم بعدی، برای رسیدن و دست یافتن به معیارهای بزرگ بعدی، دچار شک و تردید می شویم. چراکه نمی خواهیم یک فرد شکست خورده باشیم.
بنابراین در کمال طلبی حتی اگر در قدم اول اجتناب نکنیم، در قدم های بعدی بالاخره به مرحله ی اجتناب خواهیم رسید.

اگر شما دچار تله کمال طلبی هستید، برای ما از تجربه های خود بگویید.
کمال طلبی چه مشکلاتی ایجاد برای افراد کمال طلب می کند؟
کمال طلب ها چه ویژگی هایی دارند؟
چه راه هایی برای کنترل و بهبود آن وجود دارد؟
http://farafekr.com/perfectionism-and-failure/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[عاقبت سرمایه گذاری یکطرفه در روابط عاطفی! - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/14one1</link>
                <description>![CDATA[زمانی که من با همه ی وجود در یک رابطه سرمایه گذاری می کنم و طرف مقابلم هیچ سرمایه گذاری نمی کند، رابطه به صورت یک طرفه پیش می رود. طبیعی است که تلاش طرف مقابل برای حفظ رابطه خود به خود کم می شود.
بعد از آن من نسبت به تمام آدم ها بی اعتماد می شوم!
در صورتی که این اشتباه من بوده که به صورت یک طرفه در رابطه سرمایه گذاری کرده ام.
و احتمالاً ریشه ی این ترس و این سرمایه گذاری یکطرفه، فعال شدن تله رهاشدگی است!
پس یاد بگیریم در حالت رفتاری، حداقل به صورت یک طرفه در روابط عاطفی خود سرمایه گذاری نکنیم.
http://farafekr.com/one-sided-love/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[چرا بعضی وقت ها برای هدف گذاری یا حرکت در مسیر اهدافمان انگیزه نداریم ؟!]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/vmgux0</link>
                <description>![CDATA[چرا بعضی وقت ها پیش می آید که برای حرکت به سوی اهدافمان انگیزه نداریم ؟
و یا گاهی که در مسیر رسیدن به هدفمان شکست خورده ایم، چرا دیگر برای هدف گذاری دوباره انگیزه نداریم ؟
در این مطلب یک دلیل جالب و مهمترین و اصلی ترین دلیل اینکه چرا و در چه مواقعی انگیزه نداریم را بیان می کنیم.

فرض کنید در سال گذشته، من یک هدف داشته ام مثلا داشتن یک رابطه عاطفی خوب.
و به هر علتی، این رابطه تمام شده است و من شکست خورده ام.

مرکز کنترل بیرونی می گوید:
«مقصر اصلی به هم خوردن رابطه طرف مقابل است.
تو همه ی تلاشت را برای حفظ این رابطه کردی.
هر کاری که می توانستی انجام دادی.

مرکز کنترل درونی می گوید:
«درست است که طرف مقابل هم اشتباه کرده است،
اما ببین خودت چه رفتاری داشتی که در نهایت منتج شد به کاری که طرف مقابل انجام داد؟!»

هر چه قدر مرکز کنترل ما از بیرونی به سمت درونی بیاید، فشاری که ما در لحظه ی شکست تحمل می کنیم، بیشتر است ولی…
در عوض انگیزه ی بیشتری داریم که به سمت اهداف خودمان حرکت کنیم و دوباره هدف گذاری کنیم.
چون احساس می کنیم که تسلط بیشتری روی دنیای بیرون داریم.
پس هر چه قدر مرکز کنترل ما بیرونی تر باشد، احساس می کنیم که تسلط ما روی دنیای بیرون کمتر است و در نتیجه سطح انگیزه مان پایین و پایین تر می آید.
https://b2n.ir/599448
]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[مسئول حال خوب من چه کسی است؟ خودم یا شخصی دیگر؟ - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/1i9gzr</link>
                <description>![CDATA[خیلی اوقات به خصوص در روابط عاطفی، این سوال برای ما پیش می آید که:
مسئول حال خوب من چه کسی است؟ خودم یا طرف مقابلم؟
خیلی از افراد این گونه به این سوال جواب می دهند: خودت هستی!
مسئول حال خوب تو، فقط و فقط خودت هستی!!!
تو نباید به کسی وابسته باشی!

اما باز هم سوال دیگری در ذهن ما ایجاد می شود:
اگر مسئول حال خوبم فقط خودم هستم، پس چرا خدا ما انسان ها را این گونه آفریده است؟
چرا ما را زوج آفریده است؟
چرا آرامش را در جنس مخالف قرار داده است؟

جواب این جاست:

یک سوء تفاهم پیش آمده است!
در واقع ما دو نوع حال خوب داریم؛

1- حال خوب پایه
2- حال خوب مکمل
حال خوب پایه باید حتما وجود داشته باشد تا بتوانید حال خوب مکمل را هم تجربه کنید.
این حال خوب پایه را خود شما می سازید.
پس آن نوع از حال خوب من که وابسته به شخص دیگری است، حال خوب مکمل است!

حال خوب پایه مثل فونداسیون یک ساختمان است که اگر نباشد، می توانید ساختمانی بسازید.
حال خوب مکمل هم تا وقتی فونداسیون و پایه ی حال خوب شما نباشد، به وجود نمی آید.
حتی اگر حال خوب مکمل شما از طریق فرد یا افراد دیگری هم ایجاد شود، موقت و آنی است.

پس در روابط عاطفی، حال خوب پایه است که فقط و فقط به خودت بستگی دارد.
حال خوب مکمل هم به طرف مقابل تو وابسته است!
http://farafekr.com/good-feeling/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[چرا هر چقدر متعهدتر باشیم، شادتر هستیم؟ تعهد در رابطه آرامش و شادی به همراه دارد]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/dts7cn</link>
                <description>![CDATA[تا حالا از خودتان پرسیده اید که چرا افرادی که به رابطه عاطفی خود متعهدترند، زندگی شادتری دارند؟
در این ویدیو خواهید فهمید که تعهد در رابطه چرا شادی آفرین است؟

مطمئنم که تا به حال از این جنبه به ماجرا نگاه نکرده بودید!
حتما تا آخر این ویدیو را تماشا کنید تا دلیل اهمیت وفاداری و تاثیر آن را در آرامش و شادی خودتان متوجه شوید!

احتمالا تعجب می کنید اگر بفهمید زمانیکه تعهد در رابطه کمتر باشد، به علت وجود انتخاب های بیشتر، با مسئله ی تصمیم گیری پیوند می خورد!
و در واقع با وجود تعهد بیشتر، به علت اینکه مجبور به انتخاب های بیشتری نیستی، آرامش بیشتری هم داری!
چون هر انتخاب اضافه یک بار مسئولیت بر دوش شما می افزاید.

خیلی جالب است این که تصمیم گیری و قدرت انتخاب از یک موهبت به یک بار مسئولیت تبدیل می شود.
دلیل آن هم زیاد شدن انتخاب ها و سخت شدن تصمیم گیری است.
https://b2n.ir/842632]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[ما معمولاً تا چه زمانی می توانیم شرایط سخت را تحمل کنیم؟ - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/v5c2jn</link>
                <description>![CDATA[چرا بعضی افراد زمان خیلی زیادی شرایط سخت را تحمل می کنند؟
آیا تا به حال کسی را دیده اید که در یک رابطه عاطفی بد قرار داشته باشد ولی از آن خارج نشود؟
ولی همان فرد بعد از چند سال، مثلاً در سن 60 سالگی، به قدری فشار روحی تحمل می کند که
می گوید من دیگر تحمل ندارم و می خواهم از این آدم جدا شوم!
و چه بسیار افرادی که برای اینکه حتی 1 سال در آرامش زندگی کنند، در سن بالا از همسرشان طلاق می گیرند؟

ولی یک سوال:
مگر این افراد تا قبل از این نمی دانستند که تصمیم آنها اشتباه است؟
آیا نمی دانستند که دارند شرایط سخت را تحمل می کنند؟
مگر زودتر متوجه نشده بود که هرروز دارند در این شرایط اذیت می شوند؟

مثلث فکر، احساس، عمل
یک نظریه روانشناسی بیان می کند که در هر شرایطی، هر فردی نوعی تفکر دارد.
به دنبال آن تفکر، نوعی احساس از خود بروز می دهد.
و سپس این احساس منجر به عمل یا رفتاری خاص می شود.

فرض کنید دو نفر، هر دو در شرایط سخت یکسانی قرار دارند. مثلاً همسرشان به آنها خیانت کرده است.
یکی از آنها وقتی متوجه می شود، نسبت به او فکر و احساس بدی دارد.
پس تصمیم می گیرد که از او جدا شود.
اما دیگری تفکر و احساس متفاوتی دارد که باعث می شود، به او فرصت دوباره بدهد.

تا چه زمانی شرایط سخت را تحمل می کنیم؟
طبق آنچه درباره مثلث فکر، احساس، رفتار گفتیم، آیا می توانید به این سوال پاسخ دهید:
چرا برخی افراد با اینکه می دانند در شرایط سخت و بدی قرار دارند، باز هم آن را تحمل می کنند؟

ماجرا این است که برخی افراد به شرایط سختی که دارند فکر می کنند، ولی احساسشان طوری نیست که تصمیم به ترک آن شرایط بگیرند.
به همین دلیل است که بسیاری افرادی زمان زیادی در همان شرایط باقی می مانند و تحمل می کنند.
http://farafekr.com/difficult-situations/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[مشکل من تبدیل شده به گره کور! واقعاً چرا نمی توانم مشکل خودم را حل کنم؟ - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/r1a43w</link>
                <description>![CDATA[حتماً برای شما هم پیش آمده که با خود بگویید:
واقعاً چرا نمی توانم مشکل خود را حل کنم؟
من هر راهی که بلد بودم رفته ام، امّا نشده!
مشکلم تبدیل شده به یک گره کور و هرگز گره از مشکلم بار نمیشه!
اگر در حل مشکلات خود، دچار سردرگمی می شوید،
و یا حس می کنید که این بار به یک مشکل غیر قابل حل برخورده اید،
تا پایان این ویدیو را تماشا کنید!
http://farafekr.com/solve-the-problem/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[چرا مشکلات ما غیرقابل حل می شوند؟ اولین گام تعریف مسئله است! - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/0sqmx3</link>
                <description>![CDATA[تا حالا به این موضوع فکر کرده اید که چرا گاهی در مشکلات گیر می کنیم؟
چرا بعضی از مشکلات ما غیر قابل حل می شوند؟
و به چه علّت توان حل مسئله های مختلفی که در زندگی پیش می آید را نداریم؟
واقعیت این است که ما اولین گام در حل مسئله را بر نمی داریم.
اما انتظار داریم که بتوانیم بقیه راه را برویم و مشکلمان را بدون برداشتن اولین گام برداریم!
اولین گام در حل مشکلات چیست؟
تعریف مسئله قدم اول برای حل هر مسئله ای است!

مهارت حل مسئله یکی از مهم ترین مهارت های لازم برای هر فردی در زندگی است.
مهارت تصمیم گیری هم بخشی از آن محسوب می شود.
برای تصمیم گیری و داشتن بهترین انتخاب هم باید در گام اول مسئله را تعریف کنبم.
پس اگر نمی توانید تصمیم درستی بگیرید،
یا نمی توانید مشکلات خود را به سادگی حل کنید،
دلیلش این است که اصلاً نمی دانید مسئله چیست!!

تعریف مسئله
بنابراین بنشیینید و به این موضوع بیندیشید.
باید ابتدا بدانید که راجع به چه چیزی می خواهید تصمیم بگیرید.
لازم است مشکل خود را به خوبی شناسایی کنید.
بدون تعریف مسئله، هرگز نمی توانید مشکلی را حل کنید!

چرا در برخی مشکلات گیر می کنیم؟
مسئله این است: عدم توانایی تعریف مسئله !
http://farafekr.com/define-the-problem/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[برای پنهان کردن توپ ها زیر آب، چقدر زجر کشیدی؟ علت پنهان کردن خود واقعی - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/bh3m1h</link>
                <description>![CDATA[خیلی وقت ها ما داریم بار یا فشاری را تحمل می کنیم که  مثلاً حدود 10 تا 40 سال است که با من همراه است.
در حالی که ما برای تحمل این فشار، هزینه زیادی را پرداخت می کنیم!
این فشار به دلیل یک بخش ناخوشایند در خود واقعی ما است که نمی خواهیم دیگران از آن مطلع شوند.
و همین بار و فشاری که تحمل می کنیم، سبب افسردگی، حال بد، ناتوانی و پیدا نکردن استعدادهای ما شده است.
در واقع ما داریم قسمتی از خود واقعی مان را از دیگران پنهان می کنیم. چون آنها آن را بد می پندارد!

می دانید این کار ما شبیه چیست؟
پنهان کردن قسمت های منفی خود واقعی مان، شبیه به یک کودک است که یک توپ دارد. در حالیکه از نظر خانواده و جامعه ای که در آن زندگی می کند، توپ داشتن کار استباهی است.
به خاطر همین، وقتی کسی به او نزدیک می شود، او توپ را در آبی که اطرافش وجود دارد، فرو می کند تا از چشم دیگران پنهان شود.

قایم کردن وجوه شخصیتی منفی هم مانند قایم کردن توپ ها زیر آب است.
پنهان کردن واقعیت خود از ما انرژی می گیرد و زجر زیادی می کشیم.
گاهی هم حتی از قایم کردن توپ ها زیر آب خسته می شویم.
در نتیجه توپ را رها می کنیم!

یعنی خود واقعی ما نمایان می شود.
مثلاً کسی که همیشه با همه مهربان و خوش برخورد بود، ناگهان دوستش را می زند!

چرا بخش های منفی خود واقعی مان را پنهان می کنیم؟
ما در کودکی خود واقعی مان را پنهان می کنیم چون جامعه و خانواده به ما آموخته که آن ویژگی منفی خیلی بد است.
بنابراین تا بزرگسالی این ترس با ما همراه است.
قایم کردن توپ ها زیر آب و زجر کشیدن ما چه تا زمانی ادامه می یابد؟
اگر خودمان توپ ها را رها نکنیم، هیچ وقت!

اما ما دیگر یک کودک نیستیم.
باید خود واقعی مان باشیم و نترسیم که دیگران چه خواهند اندیشید!
شاید این ویژگی که داریم پنهان می کنیم، واقعاً بد نباشد.
یا شاید اگر بد بود، بفهمیم و بتوانیم اصلاحش کنیم!
http://farafekr.com/why-do-you-hide-your-real-self/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[بدون نقاب چقدر با خودت راحتی؟ اصلاً چرا ما نقاب داریم؟ - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/xnp691</link>
                <description>![CDATA[منظور از نقاب چیست؟
منظور نقاب هایی است که ما هر روز در جامعه به صورت می زنیم.
نقابهایی که به تبع قرار گرفتن در موقعیت های گوناگون استفاده می کنیم.
مثلاً نقاب فرزند، معلم، دانشجو، کارمند، رئیس و …

بدون نقاب چقدر با خودت راحتی؟
همه ما یک کودک درون داریم که دوست دارد راحت باشد. شیطنت کند و لذت ببرد.
مثلاً من دوست دارم یک پیراهن گلدار بپوشم. این مطابق با کودک درون من است.
ولی وجه بالغ من می گوید که این کار را نکن. چرا؟
چون ممکن است دیگران تو را مسخره کنند.

ما اگر نقابها را برداریم، می شویم دقیقاً کودک درون خودمان.
باید نقاب ها را برداریم تا ماهیت اصلی خود را مشخص کنیم.
ولی چرا اصلاً ما در موقعیت های مختلف از نقاب ها استفاده می کنیم؟

زیرا می ترسیم. ترس از چه چیزی؟
ترس از حرف دیگران.
ترس از برچسب هایی که به ما می زنند.
در واقع آسیب پذیری ما مانع می شود که کودک درون خود را نمایان کنیم.

چرا باید نقابها را برداریم؟
چون با وجود آنها یک ترس و نگرانی همیشگی با ما همراه است.
به علاوه نمی توانیم خود واقعی مان باشیم.
هم چنین کودک درون خود را سرکوب می کنیم.
و نتیجه ی همه این ها می شود یک آدم افسرده که حوصله هیچ کاری را ندارد!
http://farafekr.com/mask/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[چرا در دنیای امروز خودپذیری این قدر سخت شده است؟ - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/krw84n</link>
                <description>![CDATA[چرا در دنیای امروز خودپذیری این قدر سخت شده است؟

هیچ زمانی تا به امروز، این قدر پیشرفت تکنولوژی زیاد نبوده است.
و هیچ زمانی تا به امروز این قدر شاد بودن سخت نبوده! این قدر روابط دچار مشکل نبوده!
هیچ زمانی تا الان پذیرش خودمان این قدر سخت و دشوار نبوده است!
اما آیا دلیلش را می دانید؟

پیشرفت تکنولوژی هرروز بیشتر و بیشتر می شود. به همان نسبت، رضایت ما از زندگی کمتر کمتر می شود.

علتش چیست؟
من وارد دنیای مجازی بیرون شده ام. خودم را با دنیای تکنولوژیک بیرون به روز رسانی کردم.
ولی دنیای درونم را به بیرون و تکنولوژی امروز همسان نکرده ام!!
من دارم در دنیای جدید، با سیستم قدیمی خودم زندگی می کنم.

سیستمی که مربوط می شود ب چه زمانی؟
زمانی که کل ارتباطات من محدود می شد به 50 نفر!

اما امروز ارتباطات چگونه است؟
امروزه من یک عکس را در اینستاگرام پست می کنم.
حداقل 1000 نفر آن را لایک می کنند.
کامنت می گذارند. راجع به من نظر می دهند و مرا قضاوت می کنند.

خودم در شبکه های مجازی دنیای امروز چطور فعالیت می کنم؟
در شبکه های مجازی که گشت و گذار می کنم، می بیثنم یک نفر، 2 نفر یا 10 نفر آدم وجود دارد که بهتر از من هستند!
احساس پوچی می کنم! حس می کنم هیچی نیستم!

تأثیر صنعت تبلیغات در دنیای امروز
صنعت تبلیغات دنیایی متفاوت و قدرتمند است که پول از آن حمایت می کند.
اما این صنعت چه تأثیری در عدم خودپذیری ما دارد؟

روش تأثیرگذاری آن محتوا و پیامی است که در تبلیغات به ما انتقال می دهد.
به ما گفته می شود که برای پذیرفته شدن در جامعه باید:

از بقیه زیباتر باشی!
اندامت از بقیه بهتر باشد!
پولدارتر باشی!
موفق تر باشی!
و به این ترتیب هرروز داریم در دنیای امروز مقایسه می شویم.
در نتیجه ی همین مقایسه ها، خودمان هم می گوییم که من هیچ برتری خاصی نسبت به بقیه ندارم!
عزت نفس ما فرو می ریزد و دیگر خومان را این گونه که هستیم نمی پذیریم.

بنابراین دنیای امروز این گونه مانع خودپذیری ما می شود!
http://farafekr.com/self-sacrificed/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[آیا حاضری بهای رسیدن به هدفت را بپردازی؟ توان تحمل سختی های راه را داری؟- فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/7uom2q</link>
                <description>![CDATA[چقدر تحمل سختی های راه رسیدن به هدفت را داشته باشی؟
حاضری بهای رسیدن به اهدافت را بپردازی؟
می توانی یک یا دو سال تحمل کنی تا به آنچه میخواهی دست یابی؟
هدف تو هر چقدر بزرگ تر باشد، به همان اندازه باید بهای بیشتری بپردازی!

داستان زندگی ما شبیه به یک کودک است که در بازار فروش خوراکی در حال گشت و گذار است.
این کودک یکی یکی وارد مغازه ها می شود. او خوراکی ها را می خورد.
دوباره به راهش ادامه می دهد. همین طور وارد مغازه های بعدی می شود.
اما او می داند که مغازه هایی که جلوتر هستند، خوراکی های خوشمزه تر و بهتری دارند.
در حالیکه خسته شده و راه زیادی آمده، به راهش ادامه می دهد.
چون می خواهد به آن خوشمزه ترین خوراکی های مغازه های جلوتر برسد!

ما هم در زندگی هدفی داریم که هر چه آن هرف بزرگتر باشد، تلاش و تحمل بیشتری نیاز دارد.
زیرا هر هدفی بزرگتر باشد، مسیر طولانی تر و سخت تری برای رسیدن به هدفت باید طی کنی!

آیا حاضری بهای رسیدن به هدفت را بپردازی؟
مثلاً هدفت تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق است. آیا حاضری یک سال تحمل کنی تا آموزش های لازم را ببینی؟
یا می خواهی از همین فردا صاحب شغلی شوی که حقوق ثابتی دارد و توان تحمل سختی را نداری؟!

به قول معروف، یک شب بخور نان و تره، یک عمر بخور نان و کره!
بعضی افراد نمی توانند درست سطح تحمل خودشان را بسنجند.
گاهی فکر می کنی که طاقت سختی های مسیر رسیدن هدفت را داری، اما وقتی حرکت می کنی، می فهمی اشتباه می کردی!
بیندیش و به نتیجه برس که:
آیا حاضری بهای رسیدن به هدفت را پرداخت کنی؟
http://farafekr.com/gain-your-goal/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[چرا همیشه با احساسات شما بازی می شود؟ چرا واقعیت شما را تغییر می دهند؟ - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/9luqu4</link>
                <description>![CDATA[واقعیت شما چیست؟ خود واقعی شما چگونه است؟
آیا کسی هست که به خاطر از دست ندادنش، واقعیت خود را تغییر داده باشید؟

چرا همیشه با احساساتم بازی می شود؟
یک تیپ خاص از افراد وجود دارند که می توانند روی ما تأثیرگذار باشند. طوری که هیچ کس دیگری نمی تواند.
ما در نگاه اول می گوییم که آنها رگ خواب ما را بلدند.
ولی اگر با دقت بیشتری نگاه کنیم، می فهمیم که آنها باعث می شوند احساس حماقت کنیم.

آنها آدمهایی هستند که دنیای ما را تغییر می دهند. آنها از آسیب پذیری های خودمان دربرابر ما استفاده می کنند!
این ها همان افرادی هستند که با احساسات ما بازی می کنند!
آنها نمی توانند با واقعیت خودشان کنار بیایند و برای همین نمی خواهند که بقیه هم واقعیت خودشان را ببینند.
آنها دوست دارند که دیگران را تغییر دهند. چون آنها از واقعیت خودشان می ترسند و درد می کشند.
ما در روابط مسموم باقی می مانیم. چون ما هم می ترسیم و درد می کشیم.

ولی استحقاق شما خیلی بیشتر از این هاست. شایستگی شما بیش از این است که با چنین کسی باشید.
کسی که چون نمیتواند با واقعیت خودش روبرو شود، می خواهد واقعیت شما را هم تغییر دهد.

به آنها این فرصت را بدهید که تنها بمانند. این طوری فرصت می یابند که شیوه ی عشق ورزیدن و ارتباط موثر را یاد بگیرند.
سوء استفاده از آدم ها راحت است و آزاردهنده نبودن سخت. پس کار سخت را انجام بده!
http://farafekr.com/do-not-abuse-people/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[ترس از تصمیم گیری در رابطه عاطفی! - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/psx8of</link>
                <description>![CDATA[ترس از تصمیم گیری چیست؟
ترس از تصمیم گیری یا فوبیای تصمیم گیری مسئله ای است که خیلی از ما در زندگی خود با آن درگیر هستیم.
از مسائل کوچک و پیش پا افتاده، مثل خرید یک لباس گرفته تا انتخاب شریک زندگی!

مثال
نمونه ای از این قضیه را می توان در مورد افرادی دید که مدت هاست در یک رابطه عاطفی بلاتکلیف هستند.
یعنی از نظر آن ها شریک عاطفی شان نه آنقدر مورد قبول است که تصمیم به قطعی کردن رابطه و ازدواج بگیرند.
نه آنقدر بد که بتوانند رابطه را پایان دهند و مدت هاست که به همین منوال از تردید در انتخاب شریک عاطفی خود رنج میبرند!

نکته جالب اینجاست که هر موقع از آن ها در خصوص تصمیمشان برای ادامه رابطه شان سوال کنیم خواهند گفت:
انتخاب شریک عاطفی مسئله بسیار مهمی است.
حداقل شش ماه دیگر زمان لازم دارم تا بتوانم یک تصمیم درست و قاطعانه بگیرم.
هنوز به شناخت کافی از طرف مقابل دست پیدا نکرده ام…

اما حقیقت چیست؟
آیا واقعا به زمان بیشتری برای شناخت طرف مقابل نیاز دارد یا ترس از تصمیم گیری مانع این انتخاب شده است؟
واقعیت این است که اغلب انسان ها دچار فوبیای تصمیم گیری (decidophobia) هستند.
فوبیا به زبان ساده به  ترس هایی هایی گفته می شود که فشار روانی زیادی به ما وارد می کنند.
ترس هایی که ما همیشه دنبال راهی برای فرار از آنها هستیم!

در خصوص مثال ذکر شده، باید بدانید :
تا زمانی که اقدامی نکنید، اگر 10 سال هم به همین منوال بگذرد، همچنان قادر به تصمیم گیری نخواهید بود.
با این کار فقط خود را فریب میدهید و عمر خود را تلف خواهید کرد!
http://farafekr.com/decidophobia-video/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[کوری تصمیم گیری چیست و چه مشکلی در تصمیمات ما ایجاد می کند؟ - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/5jrzeu</link>
                <description>![CDATA[این یک خطای مغزی است به نام کوری تصمیم گیری که برای افراد زیادی پیش می آید.
چرا؟ دلیلش ناهمچوشی فکر و عمل انسان است.

وقتی که کاری را انجام می دهیم که ذهن ما نمی خواهد، مغز دچار کوری تصمیم گیری می شود.
یعنی اگر عمل ما با ارزش های و افکار ما تطابق نداشته باشد، حس خوبی نداریم و بنابراین ذهن مجبور است فشار زیادی را تحمل کند.
در نتیجه مغز برای کم کردن این فشار و رنج، صورت مسئله را پاک می کند!

این چنین می شود که فردی که پزشکی دوست داشته و روانشناسی می خواند درحالیکه اصلا علاقه ای به آن نداشته، خودش هم باور می کند روانشناسی را دوست دارد! حتی ذهن یادش نمی آید که روانشناسی را دوست نداشته است!
http://farafekr.com/blind-decision-making/]</description>
            </item>
                    <item>
                <title>![CDATA[معجزه ی رهایی از رابطه نا سالم ! - فرافکر]</title>
                <link>https://www.dalfak.com/w/dfwc39</link>
                <description>![CDATA[چرا نمی توانم از این رابطه ناسالم خارج شوم؟
حتما از فرد دیگری شنیده اید بگوید: میدانم این رابطه اشتباه است. ولی نمیتوانم از این رابطه نا سالم خارج شوم! یا شاید برای خودتان هم اتفاق افتاده باشد.
آیا می دانید چرا برخی نمی توانند از رابطه ناسالم خارج شوند با اینکه از اشتباه بودنش آگاهند؟

کسانی که وارد یک رابطه عاطفی اشتباه می شوند، 2 دسته هستند:

1- افرادی که می دانند در یک رابطه نا سالم به سر می برند و آن را ترک نمی کنند!

2- کسانی که اصلاً نمی دانند که رابطه ای که وارد آن شده اند، رابطه نا سالم است.

اگر می خواهید بدانید رابطه ای که در آن هستید، رابطه ناسالمی هست یا نه؟ کلیک کنید!

چرا از رابطه نا سالم خارج نمی شویم؟
از میان 2 گروهی که نام بردیم، دسته اول همیشه این دغدغه ذهنی را دارند:
من می دانم که این رابطه اشتباه است ولی نمی توانم از آن خارج شوم!

جالب است بدانید! این افراد به خاطر مزایایی که این رابطه ناسالم برای آنها دارد، آن را ترک نمی کنند!

ولی مگر رابطه ناسالم مزیتی هم دارد؟
بله! مزایایی پنهان که شاید حتی خود این افراد هم متوجه آنها نباشند!
مثلاً :

مورد محبت و دلسوزی بیشتر دیگران قرار گرفتن.
توجه بیشتر دیگران به آنها.
کمک اطرافیان به این افراد. زیرا دیگران با خود فکر می کنند که آنها شرایط خوبی ندارند و باید بیشتر مراقب آنها بود.
و به واسطه ی موارد بالا، زمینه ی تنبلی و آسودگی این افراد فراهم می شود.
آیا شما هم از آن دسته افرادی هستید که می دانید در یک رابطه ناسالم و اشتباه هستید ولی نمی توانید از آن خارج شوید؟
حتماً به این بیندیشید که این رابطه چه مزایای پنهانی برای شما دارد؟
http://farafekr.com/wrong-relationship/]</description>
            </item>
            </channel>
</rss>
